دلیل نامگذاری شیخ محله چیست؟

چنانکه می دانیم از دیرباز بابُنی ها، مرزکشی ها و...، "شیخ محله" را "اُدَم" (o dam) می گفتند و شیخ محله ای ها نیز بابان محله را گاهی به همین نام می نامیدند. چون دو آبادی مزبور در دو طرف دره ی جوبن قرار دارند که نهر آبی از میان آن می گذرد، آن دره و نهر آب مبنای نامگذاری قرار گرفته است.  به گمان، نام شیخ محله قدمت چندانی ندارد و شاید نام اصلی و بومیِ آن "اُدَم" باشد چون میان آبادیهای جوبن، تنها محله ای که آن سمت دره قرار دارد، همین آبادی است. دره ای در طول جوبن قرار دارد که جوبن را به بخش شمالی و جنوبی تقسیم می کند. بیشتر دشت ها در ضلع جنوبی قرار دارند و بدیهی است که به همین دلیل، بیشتر آبادی ها در ضلع جنوبی جوبن قرار داشته باشند. طبیعی است که برای همه ی آبادیها، شیخ محله "اُدَم" باشد. اما نام شیخ محله  به نظر می رسد که فارسی سازی شده باشد.  آیا جوبن در گذشته شیخی داشته است؟ و به فرض وجود، آیا مشایخ جوبن منحصراً در اُدم محل ساکن بوده اند؟ بدون تردید اگر جوبن شیخی می داشت، نامی، یادنامه ای، مقبره ای و دست کم در ذهن و باور مردم از او نشانه ای به جا می بود، آن هم شیخی آنچنان مهم که کل یک محله به نام او نامگذاری و شناخته شود. گمان بنده این است که نام شیخ محله طی چند دهه ی اخیر به این آبادی داده شده است و نام اصلی این آبادی باید "اُدَم" باشد و بعید به نظر می رسد که نام دیگری بوده باشد که شهرت "شیخ محله" آن را پس زده باشد و کلاَ نابود کرده باشد. شیخ محله به اصطلاح نام کتابی و شناسنامه ای این آبادی است. حالا شاید بپرسید آیا "اُدَم" به معنای "آن طرف" می تواند نام یک آبادی باشد؟  عرض می کنم چرا که نه. جای دیگر هم چند مثال ذکر شد از جمله اینکه "جِرا" در اصل یعنی "به سمت پایین" ولی بازار جوبن را در قدیم، به همین نام می خواندند. مثالهای دیگری هم ذکر شده که تکرارش بی وجه است.

آنچه در بالا ذکر شد، برداشت شخصی بنده است و ممکن است برخی خوانندگان در این زمینه با من هم اندیش نباشند. بی گمان اگر خوانندگان ارجمند، دیدگاه موافق و مخالف خود را زیر نوشته ها بگذارند، با ذکر نام خودشان در این وبلاگ آورده خواهد شد، همچنانکه تا پیش از این هم بر این کار پابند بوده ام. پیداست که اگر روا باشد دانشی و گشایشی حاصل شود، از رهگذر این هم اندیشی ها و دگر اندیشی ها است. 

 

اما در باره ی ریشه ی "بابان محله" به امید خدا بزودی سخن خواهیم گفت.

ضرورت اصلاح تابلوی جوبن.     وجه تسمیه جوبن و آبادیهایش


"عنوان تابلوی ورودی روستای جوبن باید اصلاح شود"

دلیل نامگذاری جوبن، جکین، مرزکش، اُسرامُرز

آنچه در پی می آید نوشته ای از اینجانب است که سال گذشته در هفته نامه شکوفه های زیتون چاپ شده بود و ایتک با تغییراتی به خوانندگان این وبلاگ پیشکش می شود. 

همشهریان گرامی بی گمان تابلوی نشانگر روستای جوبن در جاده رشت-رودبار را دیده اند که نام انگلیسی آن به غلط به صورت joben  نوشته شده است. متاسفانه می بینیم رفته رفته نام  این روستای باستانی به دلیل خطای آشکار مسوولین در وزارت راه بنادرستی تلفظ می شود. برخی از خود جوبنی ها نیز نام روستای خود را juban تلفظ می کنند که آن هم نادرست است و خواهیم دید که تلفظ صحیح نام این روستا jubon می باشد.

در فرهنگ وزین دهخدا ذیل واژه جوبن به نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: "جوبن دهی است جزو رستم آباد بخش رودبار شهرستان رشت، کوهستانی و معتدل است. 1189 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه جوبن و محصولات آن غلات، زیتون، لبنیات، بنشن و شغل اهالی زراعت و گله داری و شالبافی است. این ده دارای پنج محله است."

نکته شایان توجه آنکه در فرهنگ دهخدا "جوبن" بدرستی و به ضمّ  باء ضبط شده است.  جوبُن از دیدگاه دستوری اسم مرکب است و به معنای "زیرِ جو" است. پس قاعدتاً باید این روستا در زیر نهر آبی واقع شده باشد که چنین هم هست. آغازگاه  این جو یا رودخانه، محله "جوکین" است که یکی از پنج محله جوبن می باشد. 

"جوکین" که نام محلی آن "جَکین" JAKIN   (و در اصل جوی کین) می باشد، به معنای کونه، ریشه و رستنگاهِ جوی آب است. نهر آبی که نخستین آبادی در مسیر آن جوکین است و از بالای جوبن گذر می کند در گویش محله "روخون" خوانده می شود که مخفف "رودخانه" است. (واژه "روخون" در گویشهای گیلکی و تالشی هم در ترکیباتی چون "قلعه روخان" و اسم مکانهای دیگر دیده می شود.)

آبادی دیگر "اُسرامُرز" osramorz به معنای "آن سرِ مرز" است. بدون شک در زمانهای دور در همه روستاها و از جمله در جوبن برای پیشگیری از اختلافات بر سر زمینهای زراعی، مرزبندیهایی صورت می گرفت. اسرامرز منطقه ای بوده که در آن سوی خط مرزی قرار داشته است. 

در واژه "اُسرامرز"،  "اُ" به معنای "آن" است. "سر" به معنای "جهت و سویه" است. "مُرز"  همان مَرز است که مصوت “a” در آن به “o” ابدال یافته است. دلیل ابدال هم آن است که مصوت هجای سوم واژه برای سهولت تلفظ، از مصوت هجای اول تبعیت کرده است. اما الفی که در میان دو واژه "سر" و "مرز" قرار دارد فقط یک میانوند است که برای سهولت تلفظ اضافه شده است. این الف در نام فارسی این محله هم دیده می شود: سرامرز. (شما این الف را در کلمه گردنابند هم می بینید که همان "گردن بند" است و برای آسان شدن تلفظ میان دو کلمه آمده است.) اکنون باید گفت که نام فارسی "سرامرز" هم  با نام محلی این واژه همخوانی ندارد و نادرست است. "سرامرز" به معنای "سرِ مرز" است یعنی "آغازگاه مرز میان دو یا چند محل" در حالی که "اُسرامرز" به معنای "آنسوی مرز" می باشد.

 واژه "مرزکش" MARZ E KAŚ که نام یکی دیگر از محله های جوبن است نیز مؤید همین مطلب است. مرزکش یعنی "منطقه ای که در کناره مرز واقع است". زیرا "کش" و "کشه" به معنای "آغوش و کنار و منطقه مجاور"  است و بعنوان پسوند مکان در نام اماکن متعدد در گیلان به کار رفته است. (مثلاً لاله کش یعنی منطقه ای که در آن گل لاله بسیار باشد) نام فارسی این محله "مرزانکش" است که نادرست است زیرا در آن، واژه مرز، به غلط جمع بسته شده است. پس مرز کش از نظر دستوری یک ترکیب اضافی می باشد.


 

به همکاری شما نیازمندم

شما که به حفظ میراث زبانی و فرهنگی جوبن و دیگر روستاهای رودبار علاقه مند هستید، می توانید با ذکر نام گیاهان و درختان، نام محلات و آبادیها و کوهها و دشتها، نام و چگونگی تهیه غذاهای محلی و... به شکوفایی این وبلاگ نوپا کمک کنید. آشکار است که مطلب شما به نام خودتان درج خواهد شد. 

چرا "کارِش" را به این نام می خوانند؟

از نظر دستوری کارش اسم مصدر  و به معنای کاشتن است. این اسم مصدر، مجازاْ معنای اسم مکان پیدا کرده است. کارش یعنی جایی که در آن چیزی را می کارند. در عمل هم می بینیم که کارش سراسر گندمزار است و در قدیم هم در آنجا گندم، جو  و... کشت می شده است.

وجه نامگذاری "سنجیل"


سنجیل منطقه ی تپه مانندی است که بالای جاده ای  قرار دارد که از  پشت مدرسه ی ابتدایی جوبن می گذرد. در قدیم  در روز سیزدهم  فروردین به درختان بلند سنجیل طناب می آویختند و سیزده سال را با "واخوردن" در این تپه بدر می کردند.  به گمان من این واژه در اصل یک اسم مرکب است و اصل آن "سیاه انجیل" بوده است که برای آسانی تلفظ به تدریج به صورت سنجیل درآمده است. بی گمان روزگاری در این منطقه درخت یا درختان انجیر سیاه واقع بوده است همچنانکه این درختان هنوز هم در کارش و ... به چشم می خورند.

 

نام جایها و مناطق جوبن

با توجه به قدمت روستای جوبن، نامهای محلی مناطق مختلف این روستا از نظر ریشه شناسی قابل تامل است. 


نام دشتها:

ورِف varef.   موسر mowsar .    نالوس nalus .   دگامیون degamiyon 

. سلونسر selonesar .  کَرا kara . چَمبره chambare . سَنجیل sanjil

سنگ چمون seng e camon .  دوبرارکون  doborarakon . دوبَره  dobare .

سوبره  sobare .  گُلباغُنون  golbaghonon.  ناوسرون navesaron 

پُردسر pord e sar . لـله کش lalekash . کلاوُنون kalavonon ،  

جووُن لات  juvonlat . زه دار بُنون  zedarbonon . نَرگیجال nargijal . كَشون 

ka'shon .


نام کوهها:

چارکول  charkul .   گردکول  gerd e kul.   فیل ِ کو  fil e ku. 



وجه تسمیه برخی از این کلمات در  بخش دسته بندی موضوعی در همین وبلاگ آورده شده است.

زبان مردم جوبن؟

مردمش تات زبان هستند. با توجه به قدمت روستای جوبن نامهای محلی که به مناطق مختلف این روستا داده اند از نظر ریشه شناسی قابل تامل است. از جمله این نامها:

ورف varef. موسر mosar . نالوس nalus. دگامیون degamiyon. سلونسر selonesar .کرا  kara.چمبرهcambare .سنگ چمون seng e camon. سنجیل  sanjil  کارش  karesh

 

جوبن نام روستایی است در شهر رستم آباد در شهرستان رودبار زیتون در استان گیلان دارای پنج آبادی با نامهای مرزانکش. بابان محله.شیخ محله. سرامرز و جوکین.  اخیرا بازار جوبن هم  جمعیت زیادی پیدا کرده و آن را  هم می توان محله جداگانه ای به شمار آورد.

 

تلفظ صحیح نام این روستا (jubon) است و این تلفظ در لغت نامه دهخدا نیز ضبط شده است. جوبن به معنای "زیر جو" است و از این رو روستا بدین نام خوانده شده است که در زیر یک نهر واقع است. به گمانم کسانی که تابلوی روستای جوبن را  در جاده رشت-تهران تنظیم  و نصب کرده اند مازندرانی بوده اند زیرا  نام این روستا را به اشتباه به کسر باء ثبت کرده اند.

 

در رودبار تره ها و گیاهان گوناگون با نامهای متفاوتی نامگذاری شده اند. با اینهمه مشترکاتی هم هست. نام برخی از تره ها در جوبن: وُنی (vonay) سیفه (sife) درزنَی (darzenay) ککج (kakej) تُرشونی (torshonay) دَبدَبَی (dabdabay)، قورقوریی (ghoorghooriyay)   

برخی سبزی ها که خام مصرف می شوند: اسب لنگای (asb e lengay) ، ملیجه لنگای (malije lengay)، شتال (shetal) زیارُمَی (ziyaromay) 

چنانکه پیشتر گفتیم، "ورِف" varef نام یکی از دشتهای جوبن است که قبلا خالی از سکنه بوده ولی در دهه های اخیر چند خانواده در این منطقه زراعتی خانه ساخته سکونت کرده اند. آیا می دانید این واژه از نظر لغوی به چه معناست؟

این کلمه در واقع یک اسم مرکب است. "ور" var در تاتی رودبار به معنای "برف" است. هم اکنون در برخی آبادیهای رودبار مانند فبلده، برف را "ور" می گویند. در گویش تالشی هم برف را "ور" می گویند. 

بخش دوم آن "رف" ref می باشد. "رِف" به معنای طاقچه است. "رفچه" نیز به طاقچه کوچک گفته می شود که بصورت برآمدگی کوچکی روی دیوار ساخته می شد و روی آن اشیایی را قرار می دادند. 

پس "ورف" یعنی جایی که در آن برف گرد می آید و روی هم چیده می شود. از آنجا که منطقه "ورف" دره ای است که پشت یک تپه کوچک واقع شده است و برای همین باد زمستانی همواره در گودی دره  آن برفها را گرد می آورد و از این رو این منطقه را "ورف" نامیده اند. 

تلفظ صحیح نام این روستا (jubon) است و این تلفظ در لغت نامه دهخدا نیز ضبط شده است. جوبن به معنای "زیر جو" است و از این رو روستا بدین نام خوانده شده است که در زیر یک نهر واقع است. 

 

جوبن نام روستایی است در شهر رستم آباد در شهرستان رودبار زیتون در استان گیلان دارای پنج آبادی با نامهای مرزانکش. بابان محله.شیخ محله. سرامرز و جوکین.

مردمش تات زبان هستند. با توجه به قدمت روستای جوبن نامهای محلی که به مناطق مختلف این روستا داده اند از نظر ریشه شناسی قابل تامل است. از جمله این نامها:

ورف varef. موسر mosar . نالوس nalus. دگامیون degamiyon. سلونسر selonesar .کراkara.چمبرهcambare .سنگ چمون seng e camon. سنجیل  sanjil

 

جوبن کجا است؟

جوبن نام روستایی است در شهر رستم آباد در شهرستان رودبار زیتون در استان گیلان دارای پنج آبادی با نامهای مرزانکش. بابان محله.شیخ محله. سرامرز و جوکین.  اخیرا بازار جوبن هم  جمعیت زیادی پیدا کرده و آن را  هم می توان محله جداگانه ای به شمار آورد.

تلفظ صحیح نام این روستا (jubon) است و این تلفظ در لغت نامه دهخدا نیز ضبط شده است. جوبن به معنای "زیر جو" است و از این رو روستا بدین نام خوانده شده است که در زیر یک نهر واقع است. به گمانم کسانی که تابلوی روستای جوبن را  در جاده رشت-تهران تنظیم  و نصب کرده اند مازندرانی بوده اند زیرا  نام این روستا را به اشتباه به کسر باء ثبت کرده اند.