یه مِجی. اِپچی
در گیلکی برای این منظور اصطلاحاً "اِپچی" یا "ایپچی" را به کار می برند.
آیا این دو واژه که شباهت واجی دارند از یک ریشه هستند؟
پاسخ "نه" است.
"یه مجی" یعنی مقدار اندکی از چیری، به اندازه ی یک مَجو از چیزی. مِجی شکل دیگری از مَجو /مَرجو به معنای عدس است، ولی ما آن را به عنوان سنجش مقدار به کار می بریم.
در برخی گونه های گیلکی، واژه ی "مَرجو" را برای عدس یا ماش به کار می برند. عدس را در گویش مازندرانی، مَرجی گویند. در گویش تاتی خلخال و در گویش تالشی هم عدس را مرجو می گویند.
در متون کهن فارسی، مجو و مرجو فراوان ذکر شده است: در تفسیر ابوالفتح رازی ( از متون قرن ششم هجری) ، در ترجمه حدیث نبوی "علیکم بالعدس" آمده است: بر شما بوَد که مرجو بسیار خوری.
عدس، واژه ای عربی است. فارسی آن در اصل، "مَژو" است. (ژ) به (ج) تبدیل شده و صامت (ر) بعداً به آن افزوده شده است. شکل های دیگر مرجو، مَجو، مرجُمک و مرجومک است.
در برخی گونه های تاتی رودبار، صدای او (u) را به ای (i) تبدیل می کنند. (ابدال واکی) مانند تنور: تنیر انگور: انگیر و پول: پیل و خوک: خی و خون:خین
مجو/مرجو هم به همین ترتیب به صورت مجی در آمده و بواسطه ی اشباع و با افزودگی (ن) به صورت میجی و منجی در آمده است.
در برخی گونه ها هم بعد از واکه (i) همخوان (r) به آن می افزایند: منجیر
اما اِپچی/ایپچی در گویش گیلکی، در اصل "یک پیچه" است.
پیچه به معنای لقمه، صفت مفعولی از مصدر پیچیدن است. که مرتبط است با مصدر پتن در تاتی رودبار. ما این ماده را به صورت آپتن، اوپیتن، دپتن، پِته، پتکاله و... می بینیم.
این وبلاگ کوششی برای شناخت شهرستان رودبار زیتون و فرهنگ و گویش تاتي رودبار و روستای جوبن است.