دگرگونی جاده ها بر فرهنگ و زبان تأثیر می گذارد.
ارتباط جوامع انسانی وابسته به جاده ها و راه های ارتباطی است. می دانیم که پیش از دوران رضاشاه، تقریبا جاده ای وجود نداشت و راههای ارتباطی میان روستاها به مسیرهای مالرو محدود بود. در چنین وضعیتی، بیشتر ارتباطات یک روستا، به روستاهایی محدود بود که با اسب و استر در دسترس تر بودند. از این رو مردم جوبن از راه های کوهستانی با امامزاده ابراهیم و شفت و دارستان و تکلیم و گنجه و پیری و کلورز و... ارتباط داشتند. جاده سازی ها ولی جهت ارتباطات را دگرگون کرد. اسب و استر به یکباره جای خود را به خودرو داد و مسیرهای تازه ای پدیدار شد. مسیر های کوهستانی بدلیل مقرون به صرفه نبودن احداث جاده، از مرکزیت توجه بیرون رفت. بدین ترتیب جوبنی ها بیشتر با روستاها و ابادیهایی که در دامنه ی غربی محور رشت-قزوین قرار داشتند ارتباط برقرار کردند. ارتباط با تالشهای امامزاده ابراهیم و... بریده شد. نسل جدید جوبنی ها خیلی هاشان اصلا تکلیم و دارستان و... را به چشم ندیده اند. بدین ترتیب داد و ستدهای اقتصادی و فرهنگی هم دگرگونی یافتند. مثلاً قدیم کفته ایها از ییلاق دوگاهه با استر به جوبن می آمدند و سنجد می فروختند. ولی در دهه های اخیر کوچکترین ارتباطی میان جوبن و کفته نبوده و نیست. در قدیم امامزاده ابراهیم را یک آبادی نزدیک و همجوار می دانستند ولی اکنون، دور به شمار می رود زیرا جاده ای که جوبن را به آنجا وصل می کند طولانی تر شده است.
همین قاعده را کلا می توان تعمیم داد. مثلا در قدیم میان آبادیهای بخش شرقی سپیدرود (مثلا شیرکوه) با دیلمان ارتباط زیادی بود. ولی پس از اینکه جاده ی اصلی رودبار به رشت احداث گردید، آن مسیر کوهستانی به قول معروف از دور خارج شد. به همین نسبت، ارتباط میان رحمت آباد و سیاهکل کاهش یافت.
حالا درمی یابیم چرا گاه میان واژگان تاتی رودبار و گیلکی سیاهکل، شباهت وجود دارد.
در کتاب اورازان جلال آل احمد آمده که پیوند بسیاری میان ساکنین طالقان و کوه نشینان مازندران بوده است. امروزه طالقان از استان قزوین است و شهسوار و چالوس وابسته به استان مازندران اند و آن مسیر کوهستانی کوتاه و صعب العبور هم فراموش شده است. نیز در فرهنگ گیل و دیلم پاینده لنگرودی از ملاها و استادان مکتب خانه های قدیم لنگرود نام می برد که بیشتر آنها از طالقان بودند. طالقان در قدیم که جاده های کوهستانی پُررفت و آمد بودند، مجاور گیلان و مازندران به شمار می آمد ولی امروزه به یکباره از دور خارج گشته است. به همین نسبت، مناسبات فرهنگی و داد و ستدهای زبانی هم میان این شهرها دستخوش دگرگونی می شود.
این وبلاگ کوششی برای شناخت شهرستان رودبار زیتون و فرهنگ و گویش تاتي رودبار و روستای جوبن است.