شناخت جوبن و فرهنگ و گویش آن چه فایده ای دارد؟
ما پیشتر در باره ی این موضوع از نظر علمی با هم گفتگو کرده ایم. پیشتر گفته شد که بسیاری واژگان اوستایی و پهلوی ساسانی در تاتی رودبار هست و برای همین این گویش ارزش بسیار زیادی دارد. بی دلیل نیست که نخستین کسانی که برای شناخت گویشهای حاشیه ی دریای خزر اقدام کردند فرنگی ها بودند. تا آنجا که می دانیم در باره ی گویش تاتی رودبار هم نخستین پژوهشگر، ژیلبر لازار فرانسوی است. ما جد نژادی و زبانی آنها هستیم و آنها ریشه های خود را در ما جست و جو می کنند.
اما اینجا تلاش می کنم از نظرگاه حسی به این پرسش پاسخ بدهم.
فکر می کنم ما از وقتی زاده می شویم تا زمان مرگ، یک خط راست را طی می کنیم. این نقطه ی آغاز و نقطه ی پایان همه ی ماست و همه ی ما اکنون در نقطه ای از این سفر هستیم. ما می توانیم اصلا هیچ تعلقی برای خود ایجاد نکنیم و به نقطه ی پایان خیره بمانیم تا سوت پایان را بزنند. و نیز می توانیم در حالی که این مسیر را طی می کنیم، برای خودمان دلمشغولی هایی دست و پا کنیم. زیبایی به وجود بیاوریم. این وسط خود ما هستیم که می توانیم به حاشیه ی این سفر، رنگ و لعابی بدهیم تا از پوچی و هولناکی آن کم کنیم. ما عکسهای دوران کودکی خودمان را نگه می داریم. برای چه؟ مگر نمی دانیم که صدسال، دویست سال بعد، همه ی این عکسها نابود می شود؟ ما برای عزیزانمان جشن تولد می گیریم. برای چه؟ برای آنکه به آن روز، طعمی متفاوت بدهیم. روزهای خدا با هم فرقی ندارند و ما هستیم که به برخی روزها برچسب هایی می چسبانیم و آنها را جدا می کنیم.
ما با علاقه ها و وابستگی های خودمان زندگی می کنیم. علاقه مندی های ما زندگی ما را می سازند. آدمی که علاقه به چیزی ندارد، مرده است و خودش خبر ندارد. زبان ما و آداب و رسوم قدیمی محل ما هم جزء علاقه مندی های ذهنی و عاطفی ما هستند. خاطرات کودکی و نوجوانی ما آکنده است از همین بوته علفها و کوهها و تپه ها و ضرب المثلها. اینها در خون ما می دوند و بخشی از بودن ما هستند. حال اگر هم صورت بیرونی نداشته باشند، تا ما زنده هستیم، صورت ذهنی آنها در وجود ما باقی می ماند. ما درون پرانتز زندگی می کنیم و علایق ما، دلبستگی های ما و بیم ها و امیدهای ما هم داخل همین پرانتز مفهوم دارند. بله بالاخره ما هم روزی مثل یک غلط چاپی از دفتر روزگار محو خواهیم شد ولی تا وقتی که فانوس زندگی ما روشن است، علایق ما، جلوه های حیات ما برای ما حرمت دارند. وقتی ما به گویش خودمان اهمیت می دهیم، در حقیقت به گذشته مان، به ریشه های خودمان و به خودمان اهمیت می دهیم. آنها وابسته به ما و بخشی از هستی ما هستند.
راستی، جیرجیرک را در جوبن چه می گویند؟
این وبلاگ کوششی برای شناخت شهرستان رودبار زیتون و فرهنگ و گویش تاتي رودبار و روستای جوبن است.