بنده اخیراً پس از 25 سال بخت خوردن تُرش آوَی را پیدا کردم و از مزه ی به اصطلاح نوستالژیک آن کیفور شدم و این باور در من قوت گرفت که با حذف غذاهای بومی و تحمیل ناگت، ماکارونی، لازانیا، (پیتزا را دلم نمی آید) و نودلیت و... با اسم نوگرایی و تجدد، چه کلاهی سرمان گذاشته اند. به هر حال گرچه برخی این موضوع را مهم به شمار نیاورند، بنده در پی جویی آن جدی هستم و می خواهم بر معرفی غذاهای محلی جوبُن پافشاری کنم. البته موضوع غذاهای محلی، زنانه است و من در آن سررشته ندارم ولی می توانم به کمک شما این صفحه را سامان دهم. به هر روی، غذا هم یک شاخه از فرهنگ هر جامعه ای است.

گفتنی است که بسیاری از این غذاها ممکن است با تغییراتی اندک و شاید عیناً با همین روش و قاعده، در روستاهای دیگر رودبار و حتا شهرهای دیگر هم فراهم شود و ما هم مدعی نیستیم که خاستگاه این غذاها جوبن است. هدف ما تنها بازگشت دادن خودمان به ریشه های بومی مان است که بویژه نسل نوپای ما از آن آگاهی کمتری دارد.