پیشتر قرار بود در باره ی وجه نامگذاری بابان محله (به قول جوبنی ها "بابون") با هم سخن بگوییم. در جوبن وقتی می گویند فلانی "بابی" است یعنی بی دین و لامذهب است. البته چنانکه توضیح خواهم داد، بابی ها بی دین نیستند بلکه اینجا کلمه ی "بابی" مجازاً در معنای کافر به کار رفته است. حالا آیا شما فکر می کنید نام "بابون" با فرقه ی بابیّه ارتباطی دارد؟ آیا بابون زمانی پایگاهی برای "بابیها" بوده است؟ 

به نظر من هیچ ارتباطی میان نام "بابون" و  "بابیّت" نیست. می دانیم که علی محمد باب، پایه گذار فرقه ی بابیّت در سال 1262 قمری در دوران سلطنت ناصرالدین شاه ادعای بابیّت کرد و خود را واسطه ی میان مردم و امام زمان معرفی نمود. به قولی او مدتی بعد ادعا کرد خود امام زمان است و باز به قولی دیرتر ادعای نبوت و خداوندگاری کرد. در سراسر ایران پیروان بسیاری هم یافت. ولی در سال 1266 در تبریز محاکمه شد و به دروغگویی اعتراف نمود و توبه نامه نوشت. با این وجود اقلیتی هوادار او باقی ماندند. می بینیم که از روزگار باب، حدود 170 سال می گذرد که از نقطه نظر تاریخی مدت زیادی به شمار نمی رود. اگر "بابون" ارتباطی با تفکر بابیت می داشت بدون شک نشانه هایی از آن در طول یکی دو نسل باقی می ماند در حالی که نه ما و نه پدران و اجداد ما چیزی در این باره ندیده و نشنیده اند. مگر یک قرن پیش جمعیت جوبن چقدر بوده است؟ حتا شاید این پنج محله خیلی از هم جدا نبودند. ضمن آنکه تمرکز بابیّت در بغداد و پس از آن در اصفهان، شیراز و تبریز بوده است.

پس ریشه ی "بابون" چیست؟

به نظر من "بابون" در اصل "باغِ بُن" بوده است. یعنی محله ای که در زیرِ باغ قرار دارد. به همین راحتی. و اما به چه دلیل؟ 

می دانیم که بالامحله ی بابون را "جورتاق" (jur e tagh) می نامند. بابون قدیم، جورتاق نداشته است. یعنی جمعیت بابون، پیرامون چشمه تمرکز داشت و همه ی خانه ها برای آسانی دسترسی به آب نوشیدنی، در همین محدوده قرار داشتند. پس از لوله کشی آب روستایی و سهولت دسترسی به آب نوشیدنی، به تدریج جمعیت بابان هم پراکنده شد و جورتاق گسترش بیشتری یافت و امروزه هم گسترش بابون بیشتر در منطقه ی جورتاق صورت می گیرد. خلاصه اینکه در قدیم، بابون یعنی بخش مرکزی و جرتاق، زیر باغها واقع بود که امروزه جورتاق، جای آن باغها را گرفته است. پس بابون، در اصل، باغِ بُن بوده است و چون اسم خاص شده، عناصر اشتقاقی اش بتدریج از معنای آغازین تهی شده اند. 

اگر نگاهی کلی به نام همه ی محله های جوبن بیندازیم می بینیم که بیشتر آنها بر پایه ی جهت نسبت به یکدیگر نامگذاری شده اند. اجداد ما برای صرفه جویی زبانی، روی یک منطقه یک اسم، یک اسم طبیعی می گذاشتند، سپس مناطق دیگر را نسبت به آن می سنجیدند. مثلاً یک باغ را در نظر می گرفتند، سپس نامگذاری مناطق همجوار آن شروع می شد: باغِ بُن. باغِ سَر. باغِ کَش و...   و  اینگونه اسمهای زیادی تولید می شد. به همین ترتیب،  "جوبن" زیر جو است. "جِرا" که به معنی بازار است در اصل یعنی "به سمتِ پایین". "اُسرامرز" یعنی آن طرف مرز. "مرزکش" یعنی کنارِ مرز.  "اُدَم" یعنی آن طرف رودخانه. خُب چرا "بابون" هم نشان دهنده ی جهت نباشد؟ بابون هم از نظر دستوری مانند جوبن و آغوزبن است.