سفری به جیرنده
شهری براستی زیبا با مردمی مهربان و خونگرم که در فاصله نزدیک به 35 کیلومتری از لوشان قرار دارد. در راه رسیدن به جیرنده از امامزاده حنیفه، معدن سنگرود و روستای پاکده گذر کردیم. جیرنده ای ها نام جیرنده را جیرین دی jirindi می گویند. بیشتر جیرنده ای ها به دلیل نزدیکی این منطقه با استان قزوین، برای کار و... به قزوین می روند و قزوین و کرج نخستین مقاصد مهاجرتی جیرنده ای ها است. بیشتر جیرنده ای ها تا چند سال پیش در معدن سنگرود کار می کردند که با توجه به بحران های اقتصادی چند سال اخیر و تعطیلی معدن، شغل خود را از دست داده اند. سنگرود در زمان فعالیت، مایه آبادی و رشد و بلوغ اقتصادی منطقه بود.
جیرنده دو محله دارد. جیر محله که پیش از زمین لرزه همه خانه ها آنجا بودند و جور محل که تازه است و بیشتر سازه های آن، پس از زمین لرزه 69 ساخته شده است. گرداگرد جیرنده را همانند بیشتر آبادی های رودبار، کوه ها و تپه ها فرا گرفته اند. در این فصل از سال، خشک به چشم می آمد. زمین های کشاورزی و علف چینی روستا در ییلاق جای دارد که در آن به کشت گندم و جو می پردازند. سیب، گردو و فندق در جیرنده خوب بار می دهد. گردوی جیرنده نامور است ولی امسال سرما به درختان گردو آسیب زده بود و هیچ بار نداده بودند.
جیرنده ای ها به تاتی سخن می گویند.
جیرنده ای ها در صرف صیغه های مضارع اخباری، همچون کفته ای ها، وند تصریفی "می" را به کار می برند.
برخی از واژگان جالب به گویش جیرنده ای:
پروانه: پَل پولو
پیشانی: تاک
خمیازه: دهان زیگرَه
سکسکه: قُدقُدَک
تشک: بِن انداز
خیش: لَت
اسب: اَسم
مارمولک: خَرتن گِلاچ
تاج خروس: سول
از لطف و یاری پژوهشگر ارجمند آقای صمد شوقی و آقای دکتر مهرگانی رییس شورای شهر جیرنده، آقای یوسف زارع و همه جیرنده ای های خونگرم و فرهنگ دوست که در این بازدید، پذیرای ما بودند و نهایت مهر را به ما داشتند سپاسگزاری می کنم.


آقایان محمدعلی شوقی، شکراله فارغی و محمدعلی جعفری دوابسری

با آقایان محمدعلی جعفری دوآبسری، فرهاد مهرگانفر، داود محراب پور و شکراله رمضان پور
این وبلاگ کوششی برای شناخت شهرستان رودبار زیتون و فرهنگ و گویش تاتي رودبار و روستای جوبن است.